تبليغاتX
در جستجوی معنا

در جستجوی معنا

تمرکز اندیشه برای به اوج رسیدن پرواز

منتظرتون هستم merlin1351

این ای دی من توی یا هو ۳۶۰ بعد نظراتون رو هم توی یاهو بدین

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 2:19  توسط مریم  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:55  توسط مریم  | 

آرزوهایت را یک جا یاد داشت کن و یکی یکی به خدا بگو. خدا یادش نمیره.

ولی تو یادت میره که چیزی که امروز داری آرزوهای دیروزت بوده.

عاشقان عشق را پاک بیابید و آنرا با سبزی دلتان بیارائید. همیشه سبز و بیگناه بمانید.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 13:54  توسط مریم  | 

سيامك!  اي خويشاوند راستين! كه هرگز با تو نبوده ام، اي مخاطب من! كه هيچگاه با تو سخن نگفته ام، بي تو با بيگانگي و سكوت در عشقت تا ابد خواهم سوخت.

چون عشق هرگز نميميرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 14:10  توسط مریم  | 

دریای بیکران باشی یا

گودال کوچک آب

فرقی نمیکند

زلال که باشی

آسمان در توست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 15:9  توسط مریم  | 

نمیدانم این شیفتگی تا کی گریبانگیر من است. خدایا پس کجایی. کی میخواهی به کمک این بنده بینوا بیایی؟ آخرین کلام را هرگز فراموش نمیکنم
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 17:58  توسط مریم  | 

دوباره غم به سراغم آمد. این نهاله کوچک عشق رو چگونه از بین ببرم.
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 17:57  توسط مریم  | 

عشق حقيقي


    عشق حقيقي بي دليل است و از قلب سرچشمه مي گيرد. هرگز عشق حقیقی بامعيارهاي ذهني تائید نمیشه.عشق  فراتر از معيارهاي ذهني و جاذبه هاي بدني است. عشق فاصله هاي زماني و مكاني را درهم مي شكند چون مرز عشق از زمان و مكان فراتر است.
    تو از طريق قلبت با قلب ديگري ارتباط مي گيري. اين رابطه كلامي نيست به حرف در نمي آيد و با هيچ معيار ذهني قياس نمي شود. حتی لمس نمیشود.  از قلب عشق و اعتماد زاده مي شود. ذهن هميشه ترديد دارد در حالي كه عشق كاملاً اعتماد مي كند. جایی که عشق بوجود میاد اعتماد وجود ندارد.  عشق از بدن چهارم مي آيد بنابراين با معيارهاي بدن هاي پايين تر قابل سنجش نيست و فقط به وسيلة‌ آنها به نحوي محدود حس مي شود.
    وقتي كسي را دوست داشته باشید تنها از حضورش شاد مي شويد و ديگر نيازي به هيچ چيز ديگري نداريد. حتی اگر شخص را نبینید. 
 حال به عشقتان فکر کنید.  ضربان قلبت تان تندتر میزند. امواج شادي بخش از سوي قلب او به سمت شما مي آيد.  حضور او برايتان نشاط آور است.

تنها قلبتان مي تواند بگويد شما عاشقيد يا نه.

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 15:46  توسط مریم  | 

دیشب اولین شبی بود که جوجکم از من جدا شد. جوجک گلکم بعد از سه سال و ۳ ماه عمر شیرینش اولین جدایی از مامان و بابا رو تجربه کرد. وقتی ازش جدا شدم کوچه مه گرفته لایه دیگری از غبار  روی قلبم گذاشتم.  گذشتن از مه با وجود دلی خسته، افکاری پریشان، عاشق عشقی که هرچه میگردی کمتر پیدا میکنی، سنگینی ذره ذره غبار مه رو روی قلبت احساس میکنی.
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 7:27  توسط مریم  | 

از خود میپرسم چیست عشق زمینی؟ آیا برای رسیدن به معبود باید از این عشق گذشت؟

شاید هم بدون تجربه اون بتوان به ملکوت اعلی رسید. هر مخلوقی جهت نیل به یگانه عشق است.

پس خدایا چگونه لمس کنم چیزی رو  می آفرینی ولی نهی میکنی؟

زمانی تورا آن چنان که هستی یعنی در تمامی جلال تابناکت، شکوه ملوکانه و قدوسیت پرهیبت متصور میشوم به مکاشفه ای عظیم از تو بدست میاورم که انگیزه ای برای اطاعت بیدرنگ، شادمانه و محض از تو بدست میاورم. در چنین شرائطی اطاعت نکردن از تو امری ابلهانه به نظر میاید. میدانم نتیجه آن را به شکلی ملموس خواهم دید. ولی چه کنم با این دل زار؟ دلی که تو درونش جای داری. پس جای این عشق زمینی کجاست؟ اگر ترس از تو نبود نمیدانم چه میشد؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 0:4  توسط مریم  |